رهامرهام، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

رهام

فرهنگ لغت 2

1393/4/30 10:27
نویسنده : مامانی
198 بازدید
اشتراک گذاری

خون میاد: خون میشه

وقتی با بابایی تفنگ بازی میکنه میگه: وایییییییی مُرد شدم

دستا بالا: دستم بایا

پاندا کنفوکار: فاندا کنفوتو

خوابم میاد: خواب دایم

من باهات قهرم: من بات خرم

حسنی: خسنی

بابارفت سرکار: بابا دف سَیه کا

فعلاً همین

 

پسندها (5)

نظرات (3)

ابجی سجا
31 تیر 93 20:02
"آهسته بیادت هستم"نمی شود فریاد زد...مردم این زمانه بد حسودند!
نیاز
4 مرداد 93 23:21
سلام ممنونم که درخواست دوستی من روقبول کردید
مامان پرهام
15 مرداد 93 18:55
خیلی جالب بود شادمون کردی پسرجون!
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رهام می باشد