فرهنگ لغت 2
خون میاد: خون میشه وقتی با بابایی تفنگ بازی میکنه میگه: وایییییییی مُرد شدم دستا بالا: دستم بایا پاندا کنفوکار: فاندا کنفوتو خوابم میاد: خواب دایم من باهات قهرم: من بات خرم حسنی: خسنی بابارفت سرکار: بابا دف سَیه کا فعلاً همین ...
نویسنده :
مامانی
10:27
محل کار رهام
پسرخاله های رهام
خاله جونم لباتو اینطوری نکن من میییییییمیییییییمرم. ...
نویسنده :
مامانی
22:04
شب قدر
سالگرد ازدواج
پسر گلم امروز روز سالگرد ازدواج من و باباییه کیک امسالو خودت انتخاب کردی عزیز دلم .کلی هم ذوق کردی. ...
نویسنده :
مامانی
14:55
عکس گذر نامه رهام
اگه خدا بخواد قراره پسرم با مامان باباش بره مکه ...
نویسنده :
مامانی
22:30
عکس های داغ داغ
عکس های پسرم وقتی با مامانش قهر کرده. پسرم تازه از حموم اومده خودش میخواد لباساشو تنش کنه. حالا مامانی اجازه داده خودش لباس بپوشه وقتی دید خیلی سخت تو تنش میره بهم میگه مامانی چقدر سنگینه، الهی قربونش برم منظورش اینه که چقدر سخته، دیگه ادامه نداد بقیشو من تنش کردم. ...
نویسنده :
مامانی
22:28
بدون عنوان
رهامم مریض شده
پسر گلم این روزا استرس شدیدی بهم وارد کردی یهو پای راستت ورم کرده بردمت پیش دکترت بهم یه نامه داد که ببرمت پیش فوق تخصص چون میگه احتمالاً حساسیته، فردا میخوام واست نوبت بگیرم. خدا کنه چیز خاصی نباشه،خیلی نگرانتم مامانی. زود خوب شو عزیز دل مامان باباجون هم خیلی نگرانته.
نویسنده :
مامانی
22:04









